ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
176
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
هلند به نگهبانى برگماشتند . اتلام اميد داشت كه كشتىهائى شتابناك از باتاويا بيايند ، زيرا كه پادگان او از لحاظ نفرات در مضيقه و ذخاير خوراكى آن اندك بود . در اين زمان در بندرعباس چيزى يافت نمىشد . 37 در 2 نوامبر 1728 مولنغراف پرداخت سه ماه مواجب يوزباشيان و مستحفظان هرمز را به گونهء مساعده آغاز كرد . « براى اينكه به اين طريق آنها را حقوق بگير شركت هند خاورى هلند سازد » هر يك از اينان در برابر گرفتن مساعده رسيدى را امضا مىكردند . 38 محمد صالح بيگ كه به شاهبندر ( رئيس گمركات ) ارتقاء مقام يافته بود نيز در 27 اكتبر 1728 به دستور اعتماد الدوله تعمير و مرمت قلعهء بندرعباس را آغاز كرده بود . مردم شهر ناگزير شده بودند كه سنگ و آهك حمل كنند ، گفته مىشد كه اين كارها به منظور ناراحت ساختن هلنديان انجام مىگيرد . در اين اثنا كوتوال به ديدار اتلام رفت و از او مواد خوراكى ، باروت و سرب خواست . اتلام به او گفت : من حتى ناچار بودم كه اين كالاها را به مخدوم تو زبردستخان هم ندهم زيرا چنان كه مىدانى يافتن اين مواد دشوار است . پس از آنكه اشاره شد كه هلنديان بايد سرب و باروت از هرمز بياورند معلوم شد كه كوتوال تنها دويست تومان پول مىخواهد . 39 در 6 نوامبر 1728 مولنغراف و گوچى در حالى كه پاسدارى از منافع هلند را به دست دو منشى هلندى سپرده بودند از هرمز بازگشتند . فرداى آن روز انگليسيان همهء آدمهاى خود را بجز يك گروهبان از قشم فرا خواندند . هلنديان بر اين باور بودند كه اين كار براى آن انجام گرفته كه سنگ اختلاف محمد صالح بيگ و مير آخور زبر - دست خان از ميانه برداشته شود . 40 در 10 نوامبر 1728 ايشك آغاسى زبردستخان از كرمان به بندرعباس آمد . او از اتلام ديدن كرد و هدايائى از سوى خان به او داد . وى دستور داشت كه اختلافات ميان اتلام و محمد صالح بيگ را حل و فصل كند و از اتلام خواست كه به بازديد همكارش مير آخور كه در بخش خلوت شهر مىزيست برود . اتلام به سبب ادامهء